سرزمین لبخندها برترین وبلاگ خنده
کپی مطالب فقط با ذکر منبع مجاز هست .
 

 

تصور کن فقط برای همین امشب زن و شوهریم


یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد ازحرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نخواهد شد.


ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.


شب که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا راصدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟

 
آقا جواب داد : خواهش میکنم!


خانم: من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟


آقا: من یه پیشنهاد دارم


خانم: چه پیشنهادی؟

 
آقا : فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم


زن : ریزخندی کرد و با شیطنت گفت


-
 چه اشکال داره ، موافقم


آقا : قبول؟

 
خانم : قبول!


آقا : خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم

میآد . دیگه هم مزاحم من نشو



 

 

 

 

 


 امیدوارم دل آقایون منحرف رو نشکسته باشم !!

 

| | شاهزاده حمید |